سيد محمد باقر شفتي

318

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

اين كه قصد نمايد كه طاقت من در مفارقت از خدمت جناب حجت اللَّه الرحمن جناب صاحب الزمان عجل اللَّه تعالى فرجه به آخر رسيده تعجيل در اظهار آن فرما ، يا طاقت در تحمل ألم در مصيبت جناب سيد الشهداء به آخر رسيده كه ديگر طاقت تحمل آن را ندارم تعجيل در انتقام از قاتلين آن حضرت فرما ، و يا مشقت ديگر كه در آن وقت عارض شده باشد و به اين نحو بوده باشد قصد آن نمايد . بعد از آن مىگوئى : اى به غايت مهربان و رحم كننده ، و اى به غايت بخشنده ، و اى رفع كنندهء هموم عظيمه . بعد از آن عود به سجده مىكنى و مىگوئى يك صد مرتبه شكرا شكرا . بدان كه لفظ ثلاث در دعائى كه بعد از وضع خد أيمن است در كافى ندارد ، و لكن در فقيه در اينجا نيز لفظ ثلاث مذكور است ، و در فقيه لفظ ثلاثا در دعاى اول در سه موضع مذكور است ، و در كافى در دو موضع به نحوى كه مذكور شد ، موضع سوم كه در فقيه مذكور است بعد از « و على المستحفظين من آل محمد » است ، و در فقيه در دعاى آخر « يا حنان يا منان » تا آخر مذكور نيست ، چنانچه در كافى فقره « اللهم اني انشدك بايوائك على نفسك لا عدائك لتهلكنهم بأيدينا و أيدي المؤمنين » مذكور نيست . دعاى دوم : از أدعيه وارده در اين سجده دعائى است كه ثقة الاسلام در كافى روايت نموده از محمد بن سليمان كه او از پدر خود روايت نموده كه گفت : بيرون رفتيم در خدمت جناب امام عالى مقدار جناب موسى بن جعفر عليهما السّلام به سوى بعضى مزارع يا باغات آن سرور ، پس آن حضرت مشغول شدند به نماز ظهر ، بعد از فراغ نماز ظهر رفتند به سجده . پس شنيدم كه به صورت حزين اين دعا را مىخواندند در حالتى كه اشك از ديدهاى مبارك آن حضرت جاري بود « رب عصيتك بلساني و لو شئت و عزتك لاخرستني ، و عصيتك ببصري و لو شئت و عزتك لكمهتني ، و عصيتك بسمعي و لو